نقش معلم و ویژگیهای او در تربیت دینی
در این امر عوامل متعددی تأثیر گذارند و بستر ساز رشد کودکان می‌شوند از جمله معلم که پس از پدر ومادر نقش الگویی برای دانش‌آموز دارد. معلم در عین حال که معلم است باید مربی باشد ، عملش برای تربیت باشد . اگر معلم دینی بخواهد غیر از آموزش به پرورش نیز بپردازد یعنی علم را به ایمان تبدیل کند دل ها را نیز باید ارضاء کند. پس نخست به جذب دانش‌آموزان باید بپردازد.19

عوامل اصلی جذب
الف ) مقبولیت : اگر شاگرد معلم را پذیرفت راه تعلیم و تربیت باز می‌شود البته نه به این معنی که معلم طبق دلخواه دانش‌آموز عمل کند بلکه مقبولیتی مورد نظر است که فرد با مراعات حدود و اصول عقلی و اخلاقی در نزد عقلهای سلیم پیدا می‌کند.
ب ) محبوبیت :‌ علاوه بر مقبولیت شخصیت معلم باید دوست داشتنی باشد . از جمله عوامل محبوبیت ” وارستگی از خود خواهی ” است . صداقت ،‌محبت و صمیمیت. عوامل تعیین کننده ای در محبوبیت هستند و معلم باید دانش‌آموز را مانند فرزند خوددانسته ، دلسوز او بوده و بی توقع و انتظار از او باشد.
ج ) موفقیت :‌ معلم علاوه بر دو مورد قبل باید با تکنیکهای تربیتی و آموزشی آشنا باشد تا با استفاده از روشهای صحیح آنان را به مقاصد مورد نظر راهنمایی کند. از جمله عوامل موفقیت معلم این است که علاوه بر دین شناس بودن باید کودکان شناس باشد وشیوه‌های برخورد با کودکان را بداند. از جمله این شیوه‌ها احترام به شخصیت دانش‌آموز و حقوق او ، پرهیز از اهانت و تحقیر دانش‌آموز ،‌مراعات اصل آزادی ،‌عدم قرار دادن مقررات سخت و خشک و برخورد محبت آمیز با کودکان است.20
در رابطه با این موضوع مولا علی علیه السلام بیانی دارند که به آن اشاره می‌کنیم :
” ( معلم ) طبیب سیاری است که با طبابت خویش همواره در سیر و گردش است ، ‌مرهم هایش را آماده کرده و ابزارهایش را سرخ و تاخته نموده است . هر جا که لازم باشد این یا آن را می‌نهد ،‌جایی نیش و جایی نوش ، در دلهای نابینا وگوشهای ناشنوا ، ‌زبانهای گنگ داروهای خود را در جایگاه غفلت و در محل حیرت و آوارگی می‌نهد و آنان را از غفلت و سرگشتی نجات می‌بخشد.”21
می‌بینیم که امام به نکات مهمی اشاره فرموده اند از جمله درد آشنا بودن ،‌درمان شناس بودن ،‌نیش و نوش را بجا مصرف کردن ومهم از همه سیار بودن می‌باشد.

تشویق و تنبیه از عوامل مؤثر در تربیت:
طبیعی است که هر فردی چه کودک چه بزرگسال از بی اعتنایی دیگران نسبت به کارهایش رنج می‌برد و این در کودکان بیشتر دیده می‌شود.
تشویق و تأثیر آن :
‌تشویق نیروها و استعدادهای محصل را بکار می اندازد و استقامت او در کارها زیاد می‌کند اما نباید مبالغه و افراط شود تا اینکه رنگ تملق بخود گیرد یا کودک فکر کند با این کار می‌خواهند او را بفریبند.
پس تشویق باید به حد طبیعی و متناسب باشد تا هم حس تأیید طلبی محصل را ارضاء کند هم بطور طبیعی اثر و ارزش کار کودک محفوظ بماند. طفل باید طوری تربیت شود که همیشه خود را نیاز مند تشویق و تحسین دیگران نداند بلکه دارای استغنای طبع گردد و همچنین خود او هم از خوبیهای دیگران تشکر نماید تا به تشکر الهی نیز عادت کند.22
تنبیه ومراحل آن :
معلم می‌تواند راههای مختلفی را در راهنمائی و تنبیه محصل خویش انتخاب نماید. این مراحل می‌توانند به این صورت باشند که :
1) در مرحله ای که خطای کودک ،کوچک است آنرا در سر کلاس یا در جمع دوستان مطرح کند بی آنکه از خطا کار نامی‌ببرد و در پایان معایب وضررهای مختلف و آثار و خوبیهای اطاعت از حق را شرح دهد.
2) در مرحله دوم که او نافرمانی کرده است و خطایش کوچک نیست می‌توان او را خواست و خطایش را بصورت فردی نه در میان جمع به او گفت البته با بیانی همراه با صفا و صمیمیت و با زبانی که محصل خطا کار بی نظری معلم خود را درک کند.
3) در مرحله سوم که خطای محصل کمی‌بزرگتر است می‌توان علاوه بر متوجه کردن او بصورت فردی از تحذیف هم استفاده کرد. یعنی تهدید به مطرح کردن خطا در میان جمع نمائیم یا او را از بازی یا چیزی که علاقه دارد محروم کنیم یا جریمه اش کنیم .
4) در مرحله ای که خطا برزگ است می‌توان از راه قهر و قطع رابطه او را متنبه ساخت که البته میزان آن باید متناسب باشد ، شخصی نزد امام هفتم (ع) آمد و راجع به کودک خود شکایت کرد ،‌ایشان فرمودند : با اوقهر کن ولی طول مده و زود آشتی کن . خلاصه طوری رفتار نکند که کودک فکر کند برای همیشه نزد معلم یا مربی اش منفور شده است.23
تأثیر مراقبات مادر هنگام بارداری و شیردهی
از عوامل مؤثر بر تربیت کودک این است که مادر آن فرزند در هنگام بارداری چگونه عمل کرده است . دوران حمل برای طفل سرنوشت ساز است و مادر باید متوجه باشد که روحیاتش در بچه اثر می‌گذارد. گناه بربچه اثر می‌گذارد و زمینه شقاوت را در وی فراهم می‌کند. مهم تر اینکه غذای حرام حکم آتش و خون را دارد و اثر عجیبی دارد و بچه ای که گوشت و پوستش از حرام روئیده باشد زمینه شقاوتش فراهم است و از این جمله است غیبت کردن مادر هنگام بارداری که گویی گوشت برادر مرده می‌خورد واز حرام هم بدتر است . غم و غصه نیز بر کودک اثر می‌گذارد مادر باید با نشاط باشد ، گناه بی نشاطی می آورد ، پس مادر باید مراقب این امانت الهی باشد و آنرا خوب تحویل جامعه دهد.24
هنگام شیر دهی نیز مسائل مهمی‌باید از جانب مادر رعایت شود :
اول اینکه مادر با تقوا باشد و در هنگام شیردهی گناه در زندگی اش نباشد خصوصاً با وضو شیر دهد . دوم اینکه ، با هیجان و عصبانیت شیر ندهد چون در روحیه بچه اثر می‌گذارد . سوم اینکه شیر مادر از غذای حلال باشد و چهارم روحیات مادر است مثل عفت او و قناعتش که تأثیر بسیار دارد بر فرزند.25

نقش مادر در تربیت دینی کودک
کودک بیش از هر کس با مادر تماس دارد، مفاهیم مذهبی و اخلاقی را از او می‌گردد ،‌در رفتار او را نمونه وشاهد خود قرار می‌دهد ،بر این اساس پرورش مذهبی و اخلاقی از وظایف اولیه اوست.
این امر باید در سالهای اولیه زندگی پایه گذاری شود ، به هنگامی‌که طفل هنوز خردسال است کلمه توحید را بر زبانش جاری سازد و گوش او را با کلمات مذهبی آشنا سازد . در چنین صورتی است که این خاطره ها فراموش نمی‌شود و برای همیشه جاویدان می ماند . پیش از آنکه دیگران ذهن کودک را مغشوش و آلوده نمایند مادر باید خود را سرگرم او کند ،‌مفاهیم خوب و بد را در ذهنش استوار و ریشه دار سازد . بذرهای اعتقادی را در دل او بپاشد ، خوبی ها و رفتارهای او بر اساس سنت الهی جهت دهد.
مهم پیوند برقرار ساختن بین کودک است با خدا که مادر باید با روشهای گوناگون این کار را انجام دهد. البته روش مادر سرنوشت ساز است او نباید اظهار ناتوانی کند که اگر اُبهت خود در برابر طفل از دست دهد دیگر قادر به تربیت نیست.26
نقش پدر در تربیت دینی کودک
پدر از راه عرصه عقاید و افکار می‌تواند فرزند خود را به آداب دینی آگاه کند و با عملکرد خود قادر است فرزند را فردی متدین بار آورد . طفل در اعمال و رفتار ،پدرش را نگاه می‌کند اگر او پای بند به مذهب و تعلیم آن باشد ، صحیح و درست کار باشد تعلیم آن را مورد توجه کودک قرار می‌گیرد.

بخش سوم : تعلیم و تربیت دینی در سخنان معصومین علیهم السلام
سه مرحله رشد در متون اسلامی
در احادیث وارد شده از معصومان (ع) 20 سال اول زندگی به 3 مرحله تقسیم شده است . پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و اله می‌فرمایند :
” الولد سید سبع سنین و خادم سبع سنین و وزیر سبع سنین …”27
کودک هفت سال آقا و سرور است و هفت سال زیر دست و فرمانبردار و هفت سال وزیر و مشاور ( پدر و مادر ) است.
کودک در هفت سال اول باید آزاد باشد تا بازی کند، عواطف واحساسات صحیح او را باید رشد داد و با رفتار خوب و گفتار پسندیده او را پرورش داد و بدون توقع اطاعت از او سعی کرد با عمل و گفتار صحیح از حسن تقلیدش بهره جست در هفت سال دوم کم کم باید زشت و زیبا ها را به او بفهماند و در تأدیب او کوشش کرد و او را به ارزشها و دزدی از زشتیها رهنمون ساخت. در هفت سال سوم باید با او به منزله مشاوره رفتارکرد. دیگر بصورت آمرانه ای با او برخورد نشود و وی را عضو بزرگ خانواده ملاحظه کرد و مانند سایرین او را در تصمیم گیریها دخالت داد.28
امام صادق علیه السلام نیز در همین رابطه حدیثی بیان فرموده اند:” الغلام یلعب سبع سنین و تعلیم الکتاب سبع سنین و تعلیم الحلال و الحرام سبع سنین”.29

چنانچه تعلیم و تربیت در کودکی صورت گرفت دوام و قوام می‌باید در غیر اینصورت به آموزش در بزرگسالی نمی‌توان امید چندانی داشت و همانگونه که بیان شده است:
“العلم فی الصغر کالنقش فی الحجر”
تعلیم و فراگیری در طفولیت مانند نقشی است بر سنگ که حک کردن آن دشوار است.30
البته تعیین محدوده های سنی به منزله تغییر ناگهان نیست بلکه این تغییرات تدریجی اند در مورد آموزش قرآن و نماز نیز احادیث بسیاری داریم که در اینجا به یکی از آنها اشاره می‌کنیم: عن ابی عبدالله عن ابیه علیهاالسلام قال:
“انا نأمر صبیاننا بالصلاه اذا کانوا بنی خمس سنین فأمروصبیانکم بالصلاه اذا کانوا بنی سبع سنین و نحن نأمر صبیاننا بالصوم اذا کانوا بنی سبع سنین و بما اطاقوا من صیام الیوم…”31
همانا ما امر می‌کنیم فرزندانمان را به نماز وقتی که 5 ساله می‌شوند پس شما امر کنید آنها را وقتی 7 ساله می‌شوند و ما امر می‌کنیم فرزندانمان را به روزه وقتی 7 ساله اند به آنچه طاقت داشته باشند از روز از روزه… .
تربیت در نهج البلاغه
امام علی علیه السلام در نامه ها، خطبه ها و حکمتهای خود در جاهای بسیاری به تربیت پرداخته اند در جایی از حکمتها حقوق متقابل پدر و فرزند را اینگونه بیان می‌فرمایند:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

“ان الولد علی الوالد حقاً و … و حق الولد علی الولد أن یحسن اسمه و یحسن ادبه و یعلمه القرآن”32
همانا فرزند به پدر و پدر را به فرزند حقی است… و حق فرزند بر پدر آن است نام نیکو بر فرزند نهد، خوب تربیتش کند و او را قران بیاموزد.
و در جایی دیگر در مورد شتاب کردن در تربیت فرزند می‌فرمایند:
“فبا در تک بالادب قبل أن سقسو قلبک و یشتغل لبک لتستقبل بجد رایک من الامر…”33
پس در تربیت تو شتاب کردم پیش از آنکه دل تو سخت شود و عقل تو به چیز دیگری مشغول گردد تا به استقلال کارهایی بروی که صاحبان تجربه زحمت آزمون آن را کشیده اند و تو را از تلاش و یافتن بی‌نیاز ساخته اند و آنچه از تجربیات آنها نصیب ما شد به تو هم رسیده و برخی از تجربیاتی که بر ما پنهان مانده بود برای شما روشن گردد.

و در فرازی از نامه 31 می‌فرمایند:
“… و ان ابترئک تبعیم الکتاب الله عزوجل و تأویله و شرایع الاسلام و احکامه و حلاله و حرامه، لا اجاوز ذلک بک الی غیره.”34
پس در اغاز تربیت تصمیم گرفتم تا کتاب خدای توانا و بزرگ را همراه با تفسیر آیات به تو بیاموزم و شریعت اسلام و احکام آن را حلال و حرام به تو تعلیم دهم و به چیز دیگر نپردازم.
در احادیث از ائمه معصومین در باب تربیت بسیار سخن رفته است در روایت دیگری از پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم است که می‌فرماید:” وقتی معلم به کودک نام خدا بیاموزد خداوند معلم و کودک و همچنین پدر و مادر طفل را از عذاب مصون می‌دارد.”35
و همچنین امام حسن عسگری علیه السلام می‌فرمایند:
“خداوند به پدر و مادر پاداش بزرگی عنایت می‌فرماید، انان می‌گویند پروردگارا! اینهمه تفضل درباره ما از کجاست؟ اعمال ما شایسته چنین پاداشی نیست. در جواب گفته می‌شود: اینهمه عنایت و نعمت پاداش شماست که بر فرزند خود کتاب خدا را اموختید و او را در آئین اسلام بصیر و بینا تربیت کردید.”36
بخش چهارم: اصول تربیت دینی

هر مطلب علمی‌دارای اصول ، پایه ها و بنیادهای است که بدون دانستن و علم به این اصول ورود دران علم و بحث، بی اثر یا کم اثر است و انسان را دچار سردرگمی و عدم فهم درست مطالب می‌کند. علم تربیت را نیز اصولی است که از آن جمله اند:

1) اصول سهولت
منظور از اصول سهولت این است که در آموزش مفاهیم دینی به کودکان باید توان شناختی و عاطفی و انگیزشی کودکان را در نظر گرفت و از زیاده روی، خشونت و سخت گیری در روند آموزش پرهیز نمود زیرا هدف برانگیختن شوق و رغبت کودکان به یادگیری آموزه های دینی است نه صرفاً انتقال آگاهی های دینی. پیامبر اکرم صلی الله علیه و له و سلم در این باره می‌فرمایند:
“آموزش دهید و آسان بگیرید و سخت گیری نکنید چرا که خداوند مرا سخت گیر و سر سخت معبوث نفرمود بلکه مرا آموزگاری آسان گیر مبعوث نموده است.”
آسان گیری بر کودک او را به این مفاهیم با ارزش علاقه مند می‌کند چنانکه خشونت و سخت گیری کودک را نسبت به اصل دین و تعالیم حیات بخش آن بدبین نموده و آثار و پیامد های ناگواری در روحیه لطیف او باقی می‌گذارد.37

2) اصل تدریج
اصل تدریج و رعایت توان و استعداد کودک از اصول دیگر تعلیم و تربیت است. در هر دوره رشد انسان خصوصیات ویژه توانایی های مختلفی دارد. ما در نزول قرآن می‌بینیم که خداوند تدریجاً آیات و احکام را بر مردم نازل کرده تا بتوانند به سطح درک و فهم قابل قبول برسند و مطالب را درک کنند پس در آموزش به کودکان نیز اصل تدریج باید رعایت شود تا کودک متناسب با رشدش و شکوفایی استعدادش مطالب را درک کند.38

3) اصل مداومت و استمرار
در مکتب اسلام آموزش امری است مداوم و مستمر و مسلمان همیشه باید در وادی آموزش و فراگیری باشد. همانگونه که در حدیث آمده است”طلب العلم من المهدالی اللحد” پس تحصیل از نظر اسلام زمان معینی ندارد.
آموزش مفاهیم دینی در دوران کودکی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است چنانچه آموزه های دینی در این دوران انجام بپذیرد به آموزش در بزرگسالی نمی‌توان امید چندانی داشت به عبارتی اهمیت این آموزش به کودک از سویی طولانی بودن دوره ساختار ذهنی و روانی کودک انسان از سوی دیگر استمرار مداومت در آموزش را می‌طلبد. از این رو باید به موازان رشد عقلی و تحمل روانی کودک، مفاهیم اعتقادی را به کودک انتقال داد و از شتاب و فشار بی مورد در این امر پرهیز نمود.39
4) اصل آگاهی بخشی
آموزش مبتنی بر آگاهی و بصیرت کودک از اصول اساسی نظام آموزشی اسلام است. در آیات و روایات بسیاری تأکید بر آموزش مبتنی بر آگاهی و بصیرت و عدم تقلید کورکورانه و بدون تفکر شده است. مثلاً در آیه کریمه 108 سوره یوسف می‌فرماید: “قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی و سبحان الله و ما انا من المشرکین” که در این آیه شریفه خداوند از انسانها می‌خواهد بر اساس بصیرت و آگاهی رفتار نماید و دین حق را بپذیرند و شیوه و دعوت پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم نیز بر اساس آگاهی است.
روایاتی نیز مؤید این مطلب هستند از جمله مولا علی علیه السلام فرموده اند:
“الا لا خیر فی علم لیس فیه تفهم، الا لاخیر فی قراءه لیس فیه تدبر…” هان بدانید دانشی که بر اساس اندیشه و اگاهی فراگرفته نشود خیری ندارد و یادگیری که در آن تدبر نباشد نیز خیری نخواهد داشت.40
همچنین از دیدگاه شهید مطهری هدف تعلیم و تربیت اسلامی‌باید دادن رشد فکری به دانش‌آموز باشد. آنچه باید مورد توجه باشد تأکید بر درک و آگاهی مفاهیم است ضمن اینکه فقط برتکرار و تلقین شرط لازم آموزش در سنین کودکی است ولی کافی نیست، تا چون یادگیری که بر اساس تفکر و فعالیت فکری دانش‌آموز باشد به مراتب سودمند تر از تکرار و مرور آن است.41
5) اصل تفاوتهای فردی
رعایت تفاوتهای فردی در آموزش مفاهیم دینی کودکان مهم است چون هرانسان، موجودی مستقل است. بویژه انتخاب و استفاده از روشهای آموزشی معلمن باید انعطاف بیشتری داشته باشد و در آموزش به کودکان بطور یکسان عمل ننمایند بلکه متناسب با ویژگیهای شناختنی، عاطفی، انگیزشی ، سوابق خانوادگی و فهم انان از روشهای گوناگون و موثر استفاده کند، برخی بارشد و داستان و برخی با پرسش و پاسخ بهتر درک می‌کنند و برخی زودتر و برخی دیرتر آموزش می‌بینند.42

بخش پنجم : روشهای تربیت دینی
مقصود از روشها: فنون ، شیوه‌ها و دستورالعمل جزئی است که اهداف و اصول آموزش مفاهیم دینی را به ثمر می‌رساند و مهم ترین و دشوار ترین مرحله از فرآیند آموزش تعیین و تشخیص روشهای آموزشی مفاهیم دینی و استفاده و بکارگیری صحیح و مناسب آن به ویژه برای کودکان می‌باشد.43
در اینجا به برخی از این روشها اشاره می‌کنیم و همچون روش غیر مستقیم و روش فعال که بیشتر روشهای دیگر تقریباً زیر مجموعه روش غیر مستقیم می‌باشند.
1)روش غیر مستقیم
نتایج استفاده از روشهای غیر مستقم در آموزشها بسیار مفیدتر است از روشهای مستقیم. این روش امتیازاتی دارد من جمله اینکه:1) تذکرات زیاد و متوالی سبب پیدایش لجاجت و مقاومت منفی می‌شود. 2) بیان ایرادها و نصایح احساسات کودک را جریجه دار می‌کند. 3) احساس غرور و خودخواهی و احساس خفّت ناشی از پذیرش خطا سبب مقاومت روحی فراگیر می‌شود.44
1-1روش الگویی
از بهترین شیوه‌های آموزش غیر مستقیم است. امام صادق علیه السلام در این رابطه می‌فرمایند:” کونوا دعاه الناس باعمالکم و لاتکونوا دعاه بالسنتکم”
مردم را رفتار خود بسوی حق رهبری کنید نه با زبان خویش. البته این مطلب باید مورد توجه باشد که استفاده صرف از علاقه بین معلم و شاگرد یا تشویق و تنبیه برای پذیرفتن ارزشها موجب متزلزل شدن این ارزشها می‌شود.45
2-1 روش استفاده از مثال
از روشهای مهم و موثر استفاده از مثال های متنوع است که فهم مسائل انتزاعی را برای کودکانی که از نظر رشد شناختی و تحول روانی ضعیف و یا در سطح پایینی می‌باشند آسان می‌کند. در بیان مطلب عملی و عقلی استفاده از مثال بهترین روش برای هر چه بیشتر آشکار ساختن مطالب، تفهیم ساده تر و در نتیجه درک بهتر و سریع تر آنها است. از این رو استفاده از مثال یک روش قرآنی است. قرآن با استفاده از این روش مفاهیم عقلی و غیر محسوس را در قالب حکایات و مثالهای سودمند در ذهن مخاطب ملموس و مجسم می‌سازد. پیامبر نیز از این روش استفاده می‌فرمودند. اگر چه اعتقاد به دین وخدا در فطرت کودکان بوده و نیازی به اثبات ندارد اما در کودک نیز نباید از تقویت زیر بنای اعتقادی غافل ماند و می‌توان آنها را به زبانی ساده و با ذکر مثال مناسب و هماهنگ با مقصود برای کودک بیان کرد.46
3-1 روش قصه گوئی
زبان قصه یا داستان از مناسبترین روشهای آموزش مفاهیم دینی به کودکان است زیرا کودکان شیفته قصه و خواندن داستان می‌باشند و این امر سبب می‌شود تا بخش عمده تعلیم و تربیت کودکان از این راه انجام پذیرد. ” کونوا دعاه الناس باعمالکم و لاتکونوا دعاه بالسنتکم.”

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید